مدیریت دانش چیست؟

بهمن ۹, ۱۳۹۹

مقدمه

دراکر (Drucker ) اندیشمند معروف مدیریت می گوید: ما درحال وارد شدن به یک جامعه دانشی هستیم که در آن منابع اقتصادی اصلی، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر نیست بلکه منابع اقتصادی اصلی دانش خواهد بود. پس از دوره کشاورزی  و عصر صنعت، دوران فراصنعتی یا عصر اطلاعات ظهور  یافت. شاخص اصلی این عصر، نفوذ و تاثیرگذاری فناوری  اطلاعات است. بر این اساس از دو دهه گذشته، کشورهای  توسعه یافته و صاحبان فناوری، به فناوری اطلاعات به عنوان  محور بنیادین توسعه نگریسته و به آن اهتمام جدی داشته اند. پیشرفتهای بزرگ در علوم رایانه، توانمند شدن راههای اطلاعاتی و مخابراتی، توسعه فناوری چند رسانه ای و نوآوری های حوزه الکترونیک، مرتب بر دامنه این فناوری خواهد افزود. در حال حاضر تمام علائم و نشانه های  آغاز دوران نوین با عنوان “عصر دانایی”، به خوبی احساس می شود.

مفهوم و تعریف مدیریت دانش

به منظور درک بهتر مفهوم مدیریت دانش ابتدا به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات و دانش و تفاوت و ارتباط میان آنها می پردازیم. دانش، نه داده است و نه اطلاعات، هرچند به هردو مربوط می باشد. داده، اطلاعات و دانش مفاهیمی نیستند که‌ بتوان آنها را به جای هم مورد استفاده قرار داد.درک این سه واژه و چگونگی رسیدن از یکی به دیگری، اهمیت زیادی در درک مدیریت دانش دارد. داده: داده ها واقعیت هایی خام هستند که به شکل اعداد و ارقام، حروف، تصاویر و… قابل دسترس می باشند و به  تنهایی معنا و مفهومی را به ذهن نمی رسانند. داده‌ها حداقل متن را دارند و تا زمانی‌ که پردازش نشوند، مفهوم و  موضوعی را نمی رسانند. به تعبیر سازمانی به ثبت منظم و ساختار یافته مبادلات داده  گفته میشود اطلاعات: اطلاعات مجموعه ای از داده های مرتبط و  سازماندهی شده می باشند که مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفته اند ومعنا و مفهوم مشخصی را به ذهن میرسانند. طلاعات در حقیقت داده‌های خلاصه شده را دربر می‌گیرد که گروه‌بندی، ذخیره، پالایش، سازماندهی و تحلیل‌ شده‌اند. اطلاعات برخلاف داده‌ها، معنی‌دار هستند و می‌توان با بررسی‌ اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت. دانش: دانش از انباشت تجمعی اطلاعات و مهارت های حاصل از آن توسط دریافت کننده اطلاعات ایجاد می شود. اطلاعات زمانی به دانش تبدیل می شود که توسط افراد تفسیر شده و با عقاید آنها آمیخته شده و به آن مفهوم داده شود. دانش حاص عمل انسانی است. این انسان ها هستند که با کسب اطلاعات، دانش را به وجود آورده و با یکدیگر مبادله می کنند. دانش کارآمد کمک می‌کند تا اطلاعات و داده‌های ناخواسته حذف شوند. دانش‌ یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می‌شود.   مدیریت دانش

مدیریت دانش :

بیهاكت (Hackett) مدیریت دانش را فرایند ایجاد یا کسب،  توزیع و كاربرد دانش در سازمان میداند. هدف مدیریت دانش مهار و به  كارگیری دانش و اطلاعات و ایجاد دسترسی بی كم و كاست  آن برای همه كاركنان است تا كارشان را بهتر  انجام دهند. با مدیریت دانش در سازمان‌ها،اطلاعات به سادگی منتقل می‌شود و در اختیار تمامی کارمندان قرار می‌گیرد. زمانی که کارمندان به دانش سازمانی دسترسی پیدا می‌کنند، می‌توانند محیط خود را بهتر بشناسند و روش‌های جدید و بهتری را در اجرای کارها بیابند، مسائل و مشکلات را سزیع تر حل کنند، بهره‌وری را افزایش دهند،مشتریان را راضی کنند و نهایتا توان رقابت‌ مؤثر را کسب کنند.

چرخه مدیریت دانش 

چرخه مدیریت دانش

چرخه مدیریت دانش

خلق، كسب و توسعه دانش 

كسب دانش، شامل یك یا چند مورد از فرآیندهای زیر است:

  1. خلق دانش در درون سازمان که حاصل فعالیت ها و تجربیات کارکنان می باشد.
  2. همكاری ازطریق پیوند با سایر سازمان ها، دانشگاه ها و موسسات علمی یا سازمانهای تحقیق و توسعه دولتی.
  3. توسعه قابلیت ها ازطریق یافتن افراد خوش آتیه و برنامه های توسعه انسانی شامل مربیگری، یادگیری استاد و شاگردی، موسسات آموزشی و دانشگاه ها و برنامه های آموزش  ضمن کار
  4. تهیه محصولات از فروشندگان دانش شامل مشاوران، تهیه كنندگان تحقیق و تكنولوژی و مخترعین
  5. گردآوری دانش از بازار و منابع اطلاعاتی شامل مشتریان، رقبا،  وب و انتشارات چند رسانه ای
  6. دستیابی به افراد و شرکت های دارای دانش.

انتقال دانش

هدف اولیه مدیریت دانش، اطمینان از این است كه دانش معتبر  و مرتبط، به موقع و مداوم به حل مساله و تصمیم گیری كمك كند. بنابراین انتقال به موقع دانش صحیح به تصمیم گیرندگان و حل كنندگان مساله، برای موفقیت سازمان، امری حیاتی می باشد. انتقال دانش، تنها برقراری ارتباط یا در دسترس قرار دادن آن برای افرادی كه به آن نیاز دارند، نمی باشد بلكه انتقال دانش هم انتشار دانش و هم جذب آن را  شامل میشود. اطلاعات و قابلیتها وقتی بطور موثر منتقل  میشوند كه گیرنده، آنرا بقدر كافی خوب درك كند تا بطور  موثر و كارا استفاده كند. ساختار و طرز كار یك موسسه و انتخاب تکنولوژی باید به گونه ای باشد تا انتقال دانش به راحتی و در زمان کوتاهی منتقل شود.

تسهیم دانش

در الگوهای سنتی، سازمانها و افراد اغلب تمایلی به انتقال و تسهیم دانشی كه از آن برخودارند، ندارند. زیرا به جای اینكه به دانش به عنوان یك منبع نگاه كنند، به دانش به عنوان منبع  قدرت برای منافع شخصی و ارتقاء درجه خود می نگرند. اغلب  مدیران، دانش را به عنوان منبع قدرت، اهرم نفوذ و ضامن  استمرار شغل خود می پندارند و تمایلی ندارند كه آن رابه صورت رو در رو یا از طریق دیگران تسهیم كنند اما باید توجه داشت که دانش در جامعه جریان دارد و حرفه و مهارت از  یك نسل متخصصین به نسل دیگر جاری و منتقل میشود. اگرچه كدگذاری این عمل مشكل است، اما  این فرآیند میتواند دانش كل شركت را افزایش دهد. دانش  در گروه هایی كه با یكدیگر ارتباط پیوسته و تنگاتنگ دارند  و در جایی كه افراد در سازمان ها با همدیگر كار میكنند، به طور مشترك (نه به صورت فردی) ایجاد می شود ونگهداری  میگردد. آموختن و تسهیم موثر دانش نیازمند تغییر فرهنگی در درون  سازمان، عملكرد نوین مدیریتی، تعهد مدیریت ارشد و پشتیبانی  فنی است. فناوری هایی كه هم اكنون به گونهای موفق از آنها  استفاده می شود، مانند پست الكترونیكی، سیستمهای مدیریت اسناد، شبكه های  اینترنت و نرم افزارهای سازمانی کمک فراوانی به تسهیم دانش در سازمان می کند.

ارزیابی، ذخیره و کاربرد دانش

این مرحله فرآیندی است كه یك منبع مطمئن، جامع و سریع الوصول از اطلاعات و قابلیتها را ایجاد وحفظ می كند. این فرآیند، اسناد را به طور انتقادی ارزیابی می كند و به طور  مداوم اطلاعات و قابلیت های موسسه را به روز می كند و تنها  اطلاعات معتبر و مرتبط را كه تعامل پویا دارند و ارزیابی، اكتساب و انتقال دانش را مسیر می سازند، نقشه نمایی  میكند. این فرآیند باید تضمین نماید كه سیستم مدیریت  دانش موارد زیر را فراهم نماید:

  • دسترسی سریع و آسان به اطالعات قابل اعتماد را فراهم  سازد.
  • دسترسی به قابلیتهای انسانی را تسهیل نماید (مانند دانش  ضمنی، مهارتها و حكمت).
  • تمام دانش حاصل از فعالیتهای موسسه را در برگیرد مثل بازاریابی، تماس های  مشتریان، توسعه محصول و…
  • مشکلاتی را كه موسسه برای بهبود عملكردش باید حل  نماید، دربرگیرد.
  • امنیت دانش مؤسسه را تضمین نماید

لینک های مرتبط با این پست :

مدل های مدیریت تغییرات (Change Management Models) – بخش اول