مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک برنامه ریزی استراتژیک + مثال های متنوع

فروردین ۱۸, ۱۴۰۰

مدیریت استراتژیک عبارت است از:

هنر و علم تدوين، اجرا و ارزيابي تصميمات همه جانبه به منظور توانمندسازي سازمان در دستيابي به اهداف مورد نظر.

مدیریت استراتژیک مترادف است با : برنامه ريزي استراتژيك

مدیریت استراتژیک

  • بیشتر در محيطهاي اكادميك استفاده مي شود.

 

برنامه ريزي استراتژيك و مدیریت استراتژیک

  • بیشتر در دنیای کسب و کار استفاده مي شود.

 

برخی از دلایل عدم موفقیت استراتژي ها عبارتست از:

  • عدم موفقیت در بخش بندي بازار
  • پرداخت مبلغ بیش از حد براي خريد يك شركت
  • عقب افتادگي از رقبا در تحقیق و توسعه
  • عدم بكارگيري مزاياي سيستم اطلاعات کامپیوتر

انواع استراتژي های در عمل

  1. استراتژی های یکپارچه ساز
  2. استراتژی های متمرکز
  3. استراتژی های تنوع
  4. استراتژی های تدافعی

استراتژي يکپارچه ساز

انواع استراتژیهای یکپارچه ساز

Integration Strategies

  • Forward integration                                                   يكپارچه سازي رو به جلو

          

  • Backward integration یکپارچه سازي رو به عقب                                               

يکپارچه سازي افقي

  • Horizontal integration

یکپارچه سازی رو به جلو

تعريف

تملك و یا افزایش کنترل بر روي توزیع کنندگان و خرده فروشان

مثال

شرکت جنرال موتور مالكيت % ۱۰ از واسطه هاي فروش خودرو را در اختیار دارد.

استراتژي يکپارچه ساز

یکپارچه سازی رو به عقب

تعريف

تملك و یا افزایش کنترل بر روي شركتهاي تامین کننده

مثال

Motel 8 يك تولیدکننده مبلمان را خریداری کرده است.

يكپارچه سازی افقي

تعریف

تملك و یا افزایش کنترل بر روي شركتهاي رقيب

مثال

شركت هتلهاي زنجيره اي هيلتون اخیرا هتل پراموس (Promus) را خريداري کرده است.

استراتژي متمرکز

انواع استراتژیهای متمرکز

Intensive Strategies

  • رسوخ در بازار

 (Market penetration)

  • توسعه بازار

(Market development)

  • توسعه محصول

(Product development)

 

رسوخ در بازار

تعريف

افزایش سهم بازار براي محصولات یا خدمات فعلي از طريق تلاشهاي بيشتر بازاريابي

مثال

شركت اينترنتي Ameritrade با صرف ۲۰۰ میلیون دلار براي تبليغات بودجه تبلیغات خود را سه برابر کرد تا مردم را قانع كند از طریق اینترنت سرمايه گذاري كنند.

توسعه بازار

تعريف

عرضه محصول و یا خدمات فعلي در مناطق جغرافيايي جديد

مثال

شرکت اتوبوسسازي Henlys در انگلستان، شرکت اتوبوس سازي Blue Bird در آمریکا را خريداري میکند.

توسعه محصول

تعريف

افزایش فروش از طریق بهینه سازی محصول و یا خدمات فعلي و يا ارائه محصول یا خدمات جدید

مثال

افزایش سرعت و مدلهاي جديد CPU هاي شركت Intel

استراتژي تنوع

انواع استراتژیهای تنوع

Diversification Strategies

  • تنوع گرايي همگون

(diversification Concentric)

  • تنوع گرايي ناهمگون

(Conglomerate diversification)

  • تنوع گرايي افقي

(Horizontal diversification)

تنوع گرایی همگون

تعريف

ارائه محصول جديد ولي مرتبط با محصولات قبلي

مثال

بانك NWB در انگلستان شركت بيمه انگليسي G& Lرا خریداری کرده است

تنوع گرایی غیرهمگون

تعریف

ارائه محصول جدید و غير مرتبط با محصولات قبلي

مثال

ورود SONY به کسب و کار

کامپیوتر PC

تنوع گرایی افقی

تعريف

ارائه محصول جدید و غير مرتبط به مشتریان فعلي شركت

مثال

ورود زیراکس به کسب و کار تولید کاغذ

استراتژي تدافعی زن و ملال

انواع استراتژیهای تدافعی

Defensive Strategies

  • مشارکت

(Joint venture)

  • کاهش

(Retrenchment)

  • واگذاري

(Divestiture)

  • انحلال

(Liquidation)

استراتژي تدافعی

استراتژی مشارکت

تعريف

تشكيل يك سازمان جدید با حمایت و همکاري دو یا چند شرکت

مثال

ایجاد شركت وسایل خانگي Philips با سرمايه گذاري شركت Lucent و شرکت الكترونيك فيليپس

استراتژي کاهش

تعریف

تجدید ساختار در فعاليتهاي و هزينه ها به منظور جلوگيري از کاهش فروش و سود

مثال

تعطیل کارخانه تولید جیپ درکرایسلر

استراتژی واگذاری

تعریف

فروش يك بخش و یا جزيي از شركت

مثال

فروش بخش وسایل صوتي – تصويري توسط شرکت جنرال الكتريك

انحلال

تعريف

فروش تمامي دارايي شرکت به منظور کسب ارزش ملموس آنها

مثال

شركت Ribol تمامي دارايي خود را فروخت و فعالیت خود را متوقف ساخت.

 

استراتژی ده گام دارد:

  • بینش

 2-نیروی پیش برنده

 3-شناسایی قوت ها و ضعف ها

 4-شناسایی فرصت ها و تهدیدها

 5- عوامل کلیدی موفقیت

     6 -تجزیه و تحلیل رقابت

    7-تعریف اهداف و آرمان ها

     8- انتخاب استراتژی های مناسب

 9-تبدیل برنامه های استراتژیک به برنامه های کاری

 10 – انجام کنترل های دقیق

گام ۱- بینش

یک بینش که بیانگر ماموریت شرکت است بیان کنید: این بینش هرچه باشد هدف آن یکی است و آن متمرکز کردن توجه همه ی افراد سازمان بر روی یک هدف میباشد. بهترین روش برای انجام این کار نوشتن بیانیه ای است که بیانگر ماموریت شرکت میباشد.

فرآیند عمومی برنامه ریزی استراتژيك(عکس)

(ماموریت)

در تدوین بیانیه ماموریت یا چشم انداز باید بتوان به پنج سؤال اساسي پاسخ داد که عبارتنداز:

۱)چه چيزي؟ (کالا و خدماتي که سازمان ارائه مي دهد و در واقع چه نیازي از جامعه را با تامین این محصولات برآورده مي سازد.)

۲) چه کسي؟ (مشتریان چه کساني هستند؟)

۳)کجا؟ (حيطه رقابت شركت كجاست؟ چه در ورودیها و چه در خروجیها)

۴) چرا؟ (هدف بهینه سازمان چیست؟)

۵) چگونه؟ (ویژگیهای منحصر به فرد و مزیت های رقابتي سازمان در رسیدن به این هدفها چیست؟)

کانون توجه نیز باید در بیانیه شفاف گردد. کانون توجه از سه جز تشكيل گرديده, تكنولوژي, منابع

انساني و نماي سازماني . که بسته به نوع سازمان و توانمندي که سازمان در هر يك از سه جز دارد, به يكي از آنها مي توان اشاره نمود.

تدوین ارکان جهت ساز

(آرمان)

يك بيانيه آرمان باید هفت ويژگي داشته باشد :

 1 واقع گرایانه و امکان پذیر باشد.

  1. واضح و قابل فهم باشد.
  2. پسندیده و مطلوب باشد.
  3. بلند پروازانه باشد.
  4. تغيير شرایط آینده را حتي الامكان پاسخگويي كند.
  5. برانگیزاننده و بسیج کننده باشد.

۷.هدایت کننده و جهت دهنده باشد.

(ارزش)

يك بيانيه ارزش باید پنج ویژگی داشته باشد :

  1. شفاف و قابل فهم پذیر باشد. (براي همه يكسان )
  2. در سازمان قابل رویت باشد.
  3. شرط بقا و رشد سازمان باشد.
  4. با اهداف سازماني مرتبط باشد.
  5. ارزش ها باید با هم همسو و هم افزا باشند.

گام ۲ : نیروی پیش برنده

نیروی پیش برنده شرکت را شناسایی و موقعیت بازار را مشخص کنید. به طور معمول نیروهای پیش برنده:

۱-دانش: بعضی از کارآفرینان نیروی خود را روی دانش گسترده ای که از یک موضوع دارند بنا میکنند.

۲-محصولات و خدمات بیمانند: برخی از شرکت ها تمرکز خود را بر روی محصولاتی که به فروش میرسانند معطوف میکنند.

۳- ارایه خدمات به بازار هدف: برخی از شرکت ها نیازهای بخش مشتریان خود را در بازار نگه میدارند.

خاصی ازمشتریان خود را در بازار نگه میدارند.

گام ۳: شناسایی قوت ها و ضعف ها

بعد از مشخص کردن نیروهای پیش برنده و موقعیت مورد نظر شرکت. مدیریت باید نیروی خود را بر ارزیابی قوت ها و ضعف های شرکت متمرکز کند.

قوت ها: عوامل درونی مثبت هستند که به تحقق اهداف کمک میکنند.

ضعف ها: عوامل درونی منفی هستند که مانع تحقق اهداف میشوند.

 

مقاله مرتبط در ویکیپدیا : مدیریت راهبردی