محاسبه بازده شخصیت (Measuring the return on Character) :

هاروارد بیزینس ریویو، مجله معتبر دنیای مدیریت، در شماره آوریل ۲۰۱۵ خود مقاله‌ای با نام «محاسبه بازده شخصیت» که توسط فرد کیل (Fred Kiel) نوشته شده بود به چاپ رسانده است. این مقاله در جستجوی پاسخ به این سوال بوده است که «آیا میان ویژگی‌های شخصیتی مدیران سازمان‌ها با دستاوردهای مالی و تجاری سازمان رابطه‌ای برقرار است ؟»

فرد کیل درشرکت مشاوره ای KRW International  حدود نه سال پیش  با ۸۴ مدیرعامل و تیمهای اجرایی آنها (در عین حال ۸،۶۰۰ کارمند) نظرسنجی کرد و مصاحبه کرد. هدف وی پیدا کردن ارتباط بین شخصیت رهبر و عملکرد یک سازمان  می باشد.

گرچه بسیاری از نویسندگان دیگر به این موضوع پرداخته اند ، ناشر کتاب (انتشارات نقد و بررسی کسب و کار هاروارد) ادعا می کند که این “اولین مطالعه بزرگ است که رابطه قابل اندازه گیری بین شخصیت مدیر عامل و تجارت را نشان می دهد.

تیم فرد کیل از ۴۴ شرکت مستقر در ایالات متحده شروع به کار کرد که از طریق آنها توانستند مجموعه کاملی از داده های مصاحبه و عملکرد مالی را گردآوری کنند. این تحقیق شامل ۵۰۰ شرکت Fortune  ، شرکت های خصوصی و غیرانتفاعی بود.

محققان برای دستیابی به پاسخ،‌ به بیش از ۵۰۰ صفت اخلاقی را در سازمان‌هایی که عملکرد تجاری آنها مشخص بود بررسی کردند و ۴ اصل اخلاقی اساسی را برگزیده‌اند.

چهار اصل اخلاقی اساسی:

  • یکپارچگی (Integrity)
  • مسئولیت (Responsibility)
  • بخشندگی (Forgiveness)
  •  دلسوزی (Compassion)

این ۴ اصل در ۸۴ سازمان غیرانتفاعی امریکایی مورد پرسش قرار گرفته است.

نتیجه کاملا قابل توجه ‌و البته مقداری دور از انتظار بوده است:

سازمان‌هایی که در آن،‌ کارکنان احساس می‌کنند دارای «مدیرعاملی خیرخواه» هستند (مدیر عاملی که امتیاز بالایی در ۴ صفت فوق‌الذکر دارد) به طور محسوسی عملکرد بهتری نسبت به سازمان‌هایی دارند که مدیرعامل آن‌ها از دید کارکنان فردی «خودخواه» به شمار می‌رود.

نکته جالب اینجاست که معمولا این گونه مدیران از این ضعف شخصیتی خود،‌ آگاه نیستند! در همین پژوهش، ‌مدیرانی که از دید کارکنان خودخواه بوده‌اند، به خودشان امتیازات بسیار بالایی در این ۴ اصل داده‌اند در حالی که مدیران خیرخواه با داشتن مقداری تواضع به خودشان نمرات کمتری داده‌اند.

منبع اول : ‎هاروارد بیزینس ریویو HBR

منبع دوم

Link